محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
461
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خيرى نبود . همه را نجات داد و در جايگاه مناسب رستگارى استقرارشان بخشيد ، تا آنكه آسياب زندگى آنان به چرخش درآمد و نيزهشان تيز شد . به خدا سوگند من در دنباله آن سپاه بودم ، تا باطل شكست خورد و عقب نشست و همه رهبرى اسلام را فرمانبردار شدند . در اين راه هرگز ناتوان نشدم و نترسيدم و خيانت نكردم و سستى در من راه نيافت . به خدا سوگند درون باطل را مىشكافم تا حق را از پهلويش بيرون كشم . واژهشناسى يحسر : مىراند . الحسير : ضعيف . الكسير : شكسته . بوّأ : آماده ساخت . ساقتها : جمع « سائق » به معناى كسى كه وسيله يا حيوانى را مىراند . حذافيرها : همه اجزا و اركانش . استوسقت : گرد آمد . ساختار ادبى أن تنزل : تأويل به مصدر رفته و مفعول له براى « يبادر » است . و أيم اللّه : « أيم » مبتدا و خبر آن محذوف است كه « قسمى » مىباشد . لأبقرنّ : لام در جواب قسم آمده است .